76
حرف که می زنی / من از هراس طوفان / زل می زنم به میز / به زیر سیگاری / به خودکار / تا باد مرا نبرد به آسمان / لبخند که می زنی / من -عین هالوها- زل می زنم به دست هات / به ساعت مچی طلایی ات / به آستین پیراهن ات / تا فرو نروم در زمین. / دیشب مادرم گفت تو از دیروز فرو رفته ای / در کلمه ای انگار / در شین / در قاف / در نقطه ها .
" حکایت عشقی بی قاف بی شین بی نقطه - مصطفی مستور "
+ MAH
|