روزها زن قوی و مستقل و منطقی

شب ها جوجه ی کز کرده ی بارون زده

وقتای سرما خوردگی اسیر اردوگاه کار اجباری با کاسه ی سوپ بی مزه به دست تو هوای مه گرفته ی ابری ، تنها تنها تنهاااا