دل من بود گرفتار بت جلوه گری

دلبر گل به سر , عشوه گر ,لب شکری

دوش دیدم بر اغیار وی را در گذری

سوخت از رشک دلم گفتمش ای رشک پری

سر زلف تو نباشد , سر زلف دیگری

ای بت عشوه گر و شوخ جفا پیشه ی من

نیست جز آرزوی وصل تو اندیشه ی من

از تمام همتت سوخت رگ و ریشه ی من

بعد از این ترک تو گفتن بود اندیشه ی من

سر زلف تو نباشد سر زلف دیگری

ای جفا پیشه نگارا دل خارا داری, زلف دلکش , رخ مهوش , قد زیبا داری

تو نه میلی به سوی عاشق شیدا داری

که من از غصه بمیرم تو چه پروا داری

سر زلف تو نباشد , سر زلف دیگری

soundcloud