209
زمان هایی و که با ویکتوریا می گذرونم ، عجیب ترینن. گاهی جوری بهم نگاه می کنه که این شلوغ بازیا چیه در میاری ، یه دقه آروم بگیر. دیروز که تو محوطه ی خونه شون با گوشیم براش آهنگ " یه روز یه آقا خرگوشه" رو گداشته بودم و دور سرسره ها می دوویدیم. حس "عروسک موزیکال بودن" بهم دست داد. :)))) ولی تمام اینا لحظه ای که آروم بغلم می کنه و سرشو می داره رو شونه م تا براش آروم زمزمه کنم "you are my sunshine" و با هم از پنجره یه بیرون نگاه کنیم. تموم میشه ، آرامش محضه اون لحظه.
+ MAH
|